أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

27

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آيند يعنى امروز نيك ميشنوند و نيك مىبينند و در دنيا از شنيدن حقّ و ديدن آن كر و كور بودند ؛ از آنكه نظر نكردند و حقّ را نشناختند و علم به دو حاصل نكردند امروز كه علم ضرورى شد و آنچه خبر بود عيان گشت و آنچه گمان بود يقين ؛ چه شنوا و بينايند ليكن اين ظالمان امروز يعنى در دنيا در ضلالت هويدا و گمراهى روشن‌اند . [ وَ أَنْذِرْهُمْ ] خطاب با رسول است صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اى محمّد بيا گاهان و بترسان اين كافران را از روز حسرت و پشيمانى يعنى از قيامت و شدايد و عقوبات آن ؛ و اين روز را « روز حسرت » خوانند براى آنكه همه در حسرت باشند آن روز ؟ ! كافر و عاصى گويد : چرا معصيت كردم ، و مؤمن و مطيع گويد : چرا طاعت بيشتر نكردم ؟ ! و شايد كه براى آن « روز حسرت » خوانند كه « حسرت » كشف بود و درين روز پوشيده‌ها ظاهر گردانند ، سرّها آشكارا كنند ؛ يوم تبلى السرائر ، و براى آنكه روز عجز و درماندگى است ، همه عاجز و حيران باشند و از اينجا « حسير » خوانند اشترى را كه از رفتن بازماند [ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ ] در وقتى كه كار بگذارند و از حساب بپردازند و ايشان در غفلت و نادانىاند و ايشان ايمان نيارند و بر كفر بميرند اين خبريست كه خداى تعالى داد از احوال ايشان و گفته‌اند كه : مراد اينست [ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ ] ايشان در آن وقت كه حكم كرده شد از كار دنيا در غفلت باشند و از دنيا با ياد نيارند . ابو سعيد خدرى روايت كرد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : روز قيامت مرگ را بيارند كأنّه كبش أملح « 1 » پندارى كه گوسفند سياه و سفيد است و در ميان بهشت و دوزخ بدارند أهل بهشت و دوزخ را گويند : اين را مىشناسيد ؟ - گويند : پندارى اين مرگ است ، آنگه فرمايند تا وى را بكشند و اين ندا در دهند : يا اهل الجنّة خلود لكم فلا موت أبدا ، و يا أهل النّار خلود لكم فلا موت أبدا ؛ اى أهل بهشت بهشت شما را جاودانى است كه با آن هرگز مرگ نباشد ، و أى اهل دوزخ شما را جاودانى است كه با آن هرگز مرگ نباشد ، آنگاه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيت برخواند : و أنذرهم يوم الحسرة اذ قضى الأمر ؛

--> ( 1 ) - در منتهى الارب گفته : « أملح سپيد بسياهى آميخته و كبود ؛ ملحاء مؤنّث آن ؛ يقال : كبش أملح و نعجة ملحاء ، و قيل : أملح العين » طالب تفصيل بلغات مفصله رجوع كند .